تبلیغات
پایگاه مقاومت شهید امینی - خون دلها خورده ایم
مادر گفت: نرو، بمان! دلم میخواهد پسرم عصای دستم باشد....

گفت: هر چه تو بگویی فقط یك سوال!

میخواهی پسرت عصای این دنیایت باشد یا آن دنیا؟؟؟؟

مادرش چیزی نگفت و با اشك بدرقه اش كرد....


تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1391 | 03:49 ب.ظ | نویسنده : دزفولیان | نظرات